برچسب:
نویسنده: پرهام محبی
سفر اصفهان...
این بار 12 خرداد
تاریخش بخصوصه
ولی نمی خوام مرورش کنم
چون نمی خوام غمگین باشم
برچسب:
نویسنده: پرهام محبی
برچسب:
نویسنده: پرهام محبی
یه ماه رمضون دیگه از راه رسید.
نصف سال های عمرم رو با اعتقادات محکم، نماز های اول وقت و روزه های کامل گذروندم.
با دعاهای مختلف. با ختم قرآن های پیاپی. نمازهایی که تعقیباتش چند برابر خودش بود. اما...
حالا دو ساله که نماز نمی خونم. پارسال روزه نگرفتم. امسالم نمی گیرم.
دیگه اعتقاد ندارم به چیزی که هر وقت لازمش داری نیست.
بعدشم خودتو گول بزنی بگی قسمت نبوده و فلان.
فقط خدا رو باور دارم.
برچسب:
نویسنده: پرهام محبی
برچسب:
نویسنده: پرهام محبی
برچسب:
نویسنده: پرهام محبی
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب:
نویسنده: پرهام محبی
برچسب:
نویسنده: پرهام محبی
روزهای خوب ساختنی هستن 
و من روزهای فوق العاده ای می سازم 
سلام تیر ماه 
خوش اومدی 
برچسب:
نویسنده: پرهام محبی
امروز خیلی کلافه بودم. نمی دونم چرا. شاید چون سرما خوردم.
سر کار هم نرفتم. گرفتم خوابیدم. الانم سردرد دارم.
کلا حس و حال قاطیه و خوب نیست.
دلم لحظه های دو نفره می خواد.
قدم زدن، آغوش، بوسه، دست همو گرفتن، حرفای قشنگ زدن، خندیدن، با هم بودن...
راستی...
حس داشتنش چطوری بود؟
برچسب:
نویسنده: پرهام محبی